عشق ممنوع





همین امروز فهمیدم که چشمات دیگه یادم نیست

تو باور کن فراموشی همیشه دست آدم نیست

من مغرور ترسیدم،چه عشقی رو ضرر دادم

چه روزای قشنگی رو بدون تو هدر دادم

هنوزم مثل اونوقتا همونجوری دوست دارم

ازین عشقی که ممنوع شد،نمیشه دست بردارم

S.A.B

/ 2 نظر / 29 بازدید
مائده

خیلی لطیف و زیباست. شعر خودتونه؟

مائده

امضا که امضای خودهاتون... پرسیدم شعر خودتونه چون معمولا در غالب شعر های قافیه دار نبود شعر هاتون