غزل کوچه ما(ما رو باش)


ما رو باش رو چه درختی اسم مون و جا می ذاریم،ما رو باش!

قسمتی جز اون دو چشم نامسلمون که نداریم،ما رو باش!


تشنه موندیم ولی مشت آب نااهل و نخواستیم سر ظهر

گفتی از جنس نظر کرده ی ابریم و می باریم،ما رو باش!


چشم خشکیده داره به ناودون کوچه حسادت می کنه

ما به این بغض سمج گفته بودیم ابر بهاریم،ما رو باش!


پاکی تو رونق یه دریا ماهی رو شکسته توی تور

‏دریا گفته که ما صیادیم و غافل که شکاریم،ما رو باش!


به هوای تو چراغ حرمت رفیق و کشتیم نارفیق
‏‏
چون برای حجله مون می خواستی مهتاب و بیاریم،ما رو باش!


به هواداری تو،شیشه ی می.خونه را با سنگ شکستیم
‏‏
سنگ و شیشه اگه دشمن،من و تو که موندگاریم،ما رو باش!


غزل کوچه ی ما قلندرای پیر و عاشق که اینه
‏‏
فکر تازه عاشق پیاده باش ما که سواریم،ما رو باش!

        اینا رو باش!     

 

اینا رو باش

/ 1 نظر / 27 بازدید
قاصدک

مرا اینگونه باور کن‘کمی تنها‘کمی بی کس‘کمی ازیادها رفته..خداهم ترک ما کرده‘خدا دیگر کجا رفته؟نمیدانم مرا ایا گناهی هست؟که شاید هم به جرم ان ‘غریبی و جدایی هست...مرا اینگونه باور کن.....