من باختم




می توانستم تو را


با دوستت دارم

نرنجانم

ولی...

در تکاپوی قفس

با مرغِ دل

من باختم

ساعتی

زنگی نزد

وقتِ پشیمانی که شد

هیچ کس، شب، چشمِ گُل را

خوبِ خوبِ از بر نکرد...

صبح، نامِ اشک را، شبنم گذاشت

مردمِ شهر، به سجادهِ احساس ،خیانت کردند

من، به آهنگِ دلم رقصیدم

و صبورانه، نگاهت کردم

تو کجایِ شب تنهایی من، ماه شدی؟

هیچ بغضی، به مداوای غمم، ختم نشد

یادِ من بود، نباید ترسید

زمزمه می کردی...

دل اگر سرد شود، پس چه کنم

تو کلاغینه ترین بال جهان را داری

خوب میفهمیدم ،راوی قصه ما، راست نگفت

پل نشد دستِ من و تو...

نرسیدیم به رازِ دلِ هم

مردمِ شهر، به سجادهِ احساس ،خیانت کردند

s.a.b

/ 20 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بامدادخمار

اغلب فکر میکنیم اگر به یاد کسی هستیم منت است بر گردن او ؛ غافل از این که اگر به یاد کسی هستیم این هنر اوست نه لطف ما ...

سپیده

برای همدل ِ خود لازم نیست همه چیز را بگویی تا او اندکی از تو را بفهمد ؛ بلکه کافی است اندکی بر زبان بیاوری تا او همه ی تو را دریابد...[گل]

سپیده

شخــــصیت هــــــر کس را با تــــــــــــرازوی اخلاقــــش وزن کنید. [گل]

سپیده

کـاش به خودمان قــول بدهیــم وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “ نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم”

ماهی

بسیار زیبا سروده ای

سپیده

زندگی مانند یک سؤال چند گزینه ای است این گزینه ها هستند که باعث سردرگمی شما می شوند نه خود سؤال

به لحظه های من بیا...

ممنون از پستهای زیبایتان. فقط کاش کمی فعالتر بودید، زود به زود به روز شوید.[لبخند][گل][گل][گل]

سپیده

تفکر رسیدن به بن بست را باید ... از بن؛بست.

سپیده

عید آمد و عید آمد با نقل و نبیدآمد رمضان مبارک رفت این فطر سعید آمد دنیا شده یکسر گل هرگوشه پرازبلبل هر خاک شده بستان چون نور امیدآمد . . . عیدتون مبارک [هورا]

aysar

سلام...وبلاگ قشنگی دارید...موفق باشید...